عبد القادر بن حمزة بن ياقوت الأهري

ديباچه 17

الأقطاب القطبية أو البلغة في الحكمة

وابن العربي روش تأويل دارد درست مانند تأويل باطنيان شيعي ولى روش أصل تعليم وقانون تسليم يا تقليد ظني را تباه مىداند ( ص 188 ) ومانند غزالى وخيام وشريف گرگانى وفضولي چهار روش علمي را ( ص 142 و 122 ) برمىشمرد ( ديباچهء روزبهان نامه از نگارنده ص 3 - گفتار من دربارهء أحوال وآثار عين القضاة همداني در راهنماى كتاب 3 : 196 ) . صدراى شيرازي گويا اين كتاب را خوانده وديده واز برداشته است جاى جاى به عباراتى از آن برمىخوريم كه در آثار صدرا خوانده‌ايم . أو نفس را با بدن حادث مىداند ( ص 224 ) وهمين سخن را در أسفار مجلد چهارم « فصل في تحقيق حدوث النفوس البشرية » والشواهد الربوبية ( 152 ) والمبدأ والمعاد ( 223 ) مىبينيم وصدرا هم درست مانند أو نفس را با حدوث بدن حادث مىداند در آن از « ارصاد عقلية روحانية » ياد مىشود ( ص 72 ) كه در حكمة الاشراق ( ص 156 ) وشرح آن ( 371 ) هم بدان برمىخوريم اين عبارت را هم شايد بتوان در آثار صدرا يافت . اهرى مىگويد كه شهاب نجم محمود بن محمد سهروردى گفته است كه گروهى از در بنديان صور معلقه را ديده‌اند ( ص 70 ) چنان كه در حكمة الاشراق ( ص 231 ) وشرح آن ( 512 ) هم آمده است كه گروهى از مردم دربند وميانه صور معلقه را ديده‌اند . صدراى شيرازي در حاشيهء شرح حكمة الاشراق ( 515 ) از الفتوحات المكية مىآورد كه جن را ديده‌اند . اهرى اين عبارت را مىآورد : « في لغة الفهلوة بهمن وهو مصدر كل العقول والاجرام » ( ص 89 ) گويا در برابر سخن سهروردى در حكمة الاشراق ( ص 128 وص 321 شرح آن ) . أو مانند سهروردى منطق را به كنار نمىگذارد بلكه آن را با قرآن مىسنجد ( ص 223 و 248 ) ومانند تركهء خجندى به منطق عرفان مىگرايد ومىگويد « مطية صاحب البرهان هي الفكر ومطية صاحب العيان الرياضة » ( ص 244 و 249 ) . چنان كه در فرهنگ إيران زمين آمده است در جاى جاى اين كتاب شعرهاى فارسي سنائى وخيامى وانورى آمده است وهمين خود مىرساند كه خيامى را شعرهايى بوده وأو بايد جز علاء الدين علي بن محمد بن أحمد بن خلف خراساني خيام دارندهء ديوان شعر